صفحه اصلي |  تالار گفتمان |  وضعیت پرونده |  پناهجویان |  تنظيمات كاربري  |  سئوالات رایج  |  تماس با ما
 
 
     منوی اصلی
سازمان ملل
بخش خبری
امکانات سایت
سرگرمي

     آخرین نظرات کاربران
1 غربتی به نام وطن
2 خبر نگار آلمانی
3 آدم پران
4 سوال استرسی
5 darmandgi
6 درماندگی
7 فقط همین
8 پول خاک
9 پول خاک
10 پول خاک

     مطالب تصادفی

اخبار پناهجويان تركيه
[ اخبار پناهجويان تركيه ]

·تعقيب و تهديد معترضان ايراني در خاك تركيه
·نه نان نه آب تا گرفتن جواب / گزارشی از اعتصاب غذای خشک خانواده پناهجوی ایرانی در ترکیه
·پلیس امنیتی ترکیه:چهل پناهنده را کشتیم و چال کردیم
·خطر دیپورت محمد تنگستانی به ایران
·ترکیه به پرداخت خسارت به پناهجویان ایرانی محکوم شد
·مرگ دلخراش یک پناهنده در شهر کایسری ترکیه
·گفتگوي مينو همتي با نشميل شبلي زن جواني که بهمراه فرزند خردسالش به ترکيه گريخته
·انتقال افغانی ها از شهر آگری
·گفتگو با روزنامه نگار متقاضی پناهندگی در ترکيه

     آر اس اس

آر اس اس






 




ثبت يادگاري To sign the book please login from اينجا

صفحه:1 2 صفحه بعد »» کل يادگاريها 9     نمايش يادگاري در هر صفحه 5

کابران:
پيغام ها
Name: azadi

Gender: مرد
 ارسال شده در: 26 ارديبهشت ماه ، 1389
1روزه سرد زمستون1 نفر كه با وسايل كامل كوه نوردي, داره از كوهي برف رو وسفيد پوش بالا ميره,نصف كوه رو كه رد ميكنه يه هو پاش ليز ميخوره ميفته با دست 1 گوشه رو ميچسپه كه پايين نيافته اما يكي از دستاش ميشكنه و نميتونه بره بالا ,داد ميزنه و كمك ميخواد اما كسي نبود كه صداش رو بشنوه از خدا كمك ميخواد داد ميزنه كمكم كن خدااااا...

خدا به مرده ميگه بهم اطمينان داري؟

مرد جواب ميده ,بله .

خدا ميگه دستت رو ول كن

ميگه ميميرم

خدا تكرار ميكنه دستت رو ول كن

مرد جواب نميده

بعد 2 روز روزنامه ها ميزنن مردي در 1 متري زمين يخ زد



Send email to: banekord@yahoo.com MSN banekord@live.com
Name: AtiLA

Gender: مرد

کشور:
Iran

شهر:
tabriz
 ارسال شده در: 20 ارديبهشت ماه ، 1389
من عريانم، عريانم، عريانم

مثل سكوتهاي ميان كلاسهاي محبت عريانم

و زخمهاي من همه از عشق است

از عشق، از عشق، از عشق

و اين منم

مردی تنها

در آستانه فصلي سرد

در ابتداي درك هستي آلوده زمين

و ياس ساده غمناك آسمان

و ناتواني اين دستهاي سيماني

من راز فصلها را مي دانم

من حرف لحظه ها را مي فهمم

نجات دهنده، در گور خفته است

...

در آستانه فصلي سرد

در محفل عزاي آينه ها

و اجتماع سوگوار تجربه هاي پريده رنگ

و اين غروب بارور شده از دانش سكوت

چگونه مي شود به انكس كه مي رود، اينسان

صبور،

سنگين،

سرگردان،

فرمان ايست داد؟!

...

ديگر چگونه يك نفر به رقص بر خواهد خاست

و گيسوان كودكي اش را

در آب جاري خواهد ريخت

...

ستاره اي عزيز

ستاره هاي مقوايي عزيز

وقتي در آسمان دروغ، وزيدن مي گيريد

ديگر چگونه مي شود به سوره هاي رسولان سر شكسته پناه آورد؟

ما مثل مرده هاي هزاران هزار ساله، به هم مي رسيم و آنگاه

خورشيد بر تباهي اجساد ما قضاوت خواهد كرد.

من سردم است

من سردم است و انگار هيچ وفت گرم نخواهم شد

اي يار!

آن شراب مگر چند ساله بود????



Send email to: ariaoffide20@yahoo.com
Name: amir1008g

Gender: مرد

کشور:
Turkey

شهر:
esparta
 ارسال شده در: 28 فروردين ماه ، 1389
روزگار غریبیست نازنین..................

Send email to: amir1008@ymail.com
Name: narges

Gender: زن

کشور:
Turkey
 ارسال شده در: 22 آذر ماه ، 1388
دانه‌ كوچك‌ بود و كسی‌ او را نمی‌دید. سال‌های‌ سال‌ گذشته‌ بود و او هنوز همان‌ دانه‌ كوچك‌ بود.دانه‌ دلش‌ می‌خواست‌ به‌ چشم‌ بیاید اما نمی‌دانست‌ چگونه. گاهی‌ سوار باد می‌شد و از جلوی‌ چشم‌ها می‌گذشت...



l

گاهی‌ خودش‌ را روی‌ زمینه روشن‌ برگ‌ها می‌انداخت‌ و گاهی‌ فریاد می‌زد و می‌گفت: من‌ هستم، من‌ اینجا هستم، تماشایم‌ كنید.





اما هیچ‌كس‌ جز پرنده‌هایی‌ كه‌ قصد خوردنش‌ را داشتند یا حشره‌هایی‌ كه‌ به‌ چشم‌ آذوقه‌ زمستان‌ به‌ او نگاه‌ می‌كردند، كسی‌ به‌ او توجه‌ نمی‌كرد.





دانه‌ خسته‌ بود از این‌ زندگی، از این‌ همه‌ گم‌ بودن‌ و كوچكی‌ خسته‌ بود، یك‌ روز رو به‌ خدا كرد و گفت: نه، این‌ رسمش‌ نیست. من‌ به‌ چشم‌ هیچ‌ كس‌ نمی‌آیم. كاشكی‌ كمی‌ بزرگتر، كمی‌ بزرگتر مرا می‌آفریدی.





خدا گفت: اما عزیز كوچكم! تو بزرگی، بزرگتر از آنچه‌ فكر می‌كنی. حیف‌ كه‌ هیچ‌ وقت‌ به‌ خودت‌ فرصت‌ بزرگ‌ شدن‌ ندادی. رشد، ماجرایی‌ است‌ كه‌ تو از خودت‌ دریغ‌ كرده‌ای. راستی‌ یادت‌ باشد تا وقتی‌ كه‌ می‌خواهی‌ به‌ چشم‌ بیایی، دیده‌ نمی‌شوی. خودت‌ را از چشم‌ها پنهان‌ كن‌ تا دیده‌ شوی.





دانه‌ كوچك‌ معنی‌ حرف‌های‌ خدا را خوب‌ نفهمید اما رفت‌ زیر خاك‌ و خودش‌ را پنهان‌ كرد. رفت‌ تا به‌ حرف‌های‌ خدا بیشتر فكر كند.





سال‌ها بعد دانه‌ كوچك‌ سپیداری‌ بلند و باشكوه‌ بود كه‌ هیچ‌ كس‌ نمی‌توانست‌ ندیده‌اش‌ بگیرد؛ سپیداری‌ كه‌ به‌ چشم‌ همه‌ می‌آمد .





Send email to: narge3i@yahoo.com
Name: omidreza

Gender: مرد

کشور:
Iran

شهر:
shiraz
 ارسال شده در: 3 مهر ماه ، 1388
پسری 28 ساله با قد175 ووزن 59 از شیرازهستم همجنسگرا ی دو طرفه هستم یعنی ورستایل هستم در جستجوی یک دوست پسر که واقعا مثل خودم همجنسگرا باشه قصد توهین یا هرزهگی ندارم هم سایز خودم هم سنی وهم هیکلی لاغر وقلمی باشه کمکم کنید

Send email to: omidrad75@gmail.com


 
صفحه:1 2 صفحه بعد »»
صفحه اصلي |  تالار گفتمان |  وضعیت پرونده |  پناهجویان |  تنظيمات كاربري  |  سئوالات رایج  |  تماس با ما

این سایت وابسته به هیچ گروه,ارگان ومذهبی نیست صرفا جهت یاری و تبادل نظر بین پناهجویان ترکیه می باشد.
تمام حقوق برای بی پناه محفوظ است. ذکر مطالب در دیگر سایت ها و رسانه های الکترونیک تنها با ذکر نام منبع و درج لینک مجاز است.

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir