منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

مطرح کردن مشکلات

مديران انجمن: vahidam, mani, Hamvatan, Emanoel, bipanah_avare

منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

UNREAD_POSTتوسط siroos » دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 7:45 am

از کجاش براتون بگم؟؟ از اینکه با سن 30 سال و مدرک لیسانس مهندسی عمران الانه 5 ساله خون نشین شدم و 3 بار هم پشت سر هم امتحان تعیین پایه مهندسی را با اختلاف 1-2 سوال مردود شدم؟؟ یا اینکه از دید منفی ای که خانواده و فامیلام نسبت به من و بیکاری من پیدا کردن و هر روز توی خونمون جنگ اعصاب داریم؟؟

منم یکی هستم مثل خیلی از شماها.بیکارم.بدبختم.خونه نشینم.هیچ فردایی واسه خودم متصور نیستم و پرم از امید و عقده و آرزو.....ولی حیف که به هیچکدوم از این آرزوها قرار نیست برسم.
من توقعم زیاد نیست.اگر اسمی از آرزو و عقده آوردم , یه موقعی سو تفاهم نشه.اصلا منظور پول و ثروت و شهرت نیست.من فقط آزادی میخوام و همچنین یه لقمه نون که شکممو باهاش سیر کنم.
اصلا اینا رو ولش کن. نمیخوام شاعرانه حرف بزنم. رک و پوست کنده بگم که من میخوام از ایران فرار کنم. چون خسته شدم.چون نمیخوام هر سال وقتی سر سفره سال تحویل میشینم و با هزار امید و آرزو , سال نو ام را شروع میکنم, در پایان همون سال, حسرت کارهای انجام نگرفته و آرزوهای نرسیده سر سفره ی سال تحویلو بخورم. و تازه بعدشم به خودم نگاه کنم ببینم یک سال دیگه پیر شدم و هنوز دارم درجا میزنم.....

اما یه مشکل دارم.اونم مشکل مشترک همه ی ماهاست. و اسمش هم هست بی پولی.... یه آدم بی پول هم اولین چیزی که به نظرش میرسه اینه که کار پیدا کنه تا باهاش بتونه خرج شکمشو در بیاره....ولی امان از اون روزی که آدم بخواد دنبال کار بگرده. چه کاری واسش پیدا میشه؟ اونم توی مملکت غریب. بدون هیچ دوست و آشنایی.
اگه بخوام کارگری ساختمون بکنم, هر چند ماه یکبار بهم حقوق معوقمو میدن....اگه بخوام برم توی کارخونه یا مغازه کارگری کنم, باید شناسنامه و دنگ و فنگهای قانونی کشور مقصدو داشته باشم....اگه بخوام هر کار بکنم, یه ایرادی سر راهم قرار میگیره و اینو بخوبی میدونم. و اینم میدونم که در کشور مقصد باید از جیب بخورم. اونم جیبی که خالیه.

فقط نصیحتم بکنین. همین. دیگه به اینجام رسیده. میخوام بیام ترکیه....همونطور که گفتم با دست خالی.
siroos
یک بی پناه
یک بی پناه
میزان پیشرفت تا رتبه بعدی:
21.4%
 
پست ها : 4
تاريخ عضويت: دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 7:26 am
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0
اعتبار: 0

Re: منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

UNREAD_POSTتوسط Rozalee » دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 12:00 pm

siroos نوشته است:از کجاش براتون بگم؟؟ از اینکه با سن 30 سال و مدرک لیسانس مهندسی عمران الانه 5 ساله خون نشین شدم و 3 بار هم پشت سر هم امتحان تعیین پایه مهندسی را با اختلاف 1-2 سوال مردود شدم؟؟ یا اینکه از دید منفی ای که خانواده و فامیلام نسبت به من و بیکاری من پیدا کردن و هر روز توی خونمون جنگ اعصاب داریم؟؟

منم یکی هستم مثل خیلی از شماها.بیکارم.بدبختم.خونه نشینم.هیچ فردایی واسه خودم متصور نیستم و پرم از امید و عقده و آرزو.....ولی حیف که به هیچکدوم از این آرزوها قرار نیست برسم.
من توقعم زیاد نیست.اگر اسمی از آرزو و عقده آوردم , یه موقعی سو تفاهم نشه.اصلا منظور پول و ثروت و شهرت نیست.من فقط آزادی میخوام و همچنین یه لقمه نون که شکممو باهاش سیر کنم.
اصلا اینا رو ولش کن. نمیخوام شاعرانه حرف بزنم. رک و پوست کنده بگم که من میخوام از ایران فرار کنم. چون خسته شدم.چون نمیخوام هر سال وقتی سر سفره سال تحویل میشینم و با هزار امید و آرزو , سال نو ام را شروع میکنم, در پایان همون سال, حسرت کارهای انجام نگرفته و آرزوهای نرسیده سر سفره ی سال تحویلو بخورم. و تازه بعدشم به خودم نگاه کنم ببینم یک سال دیگه پیر شدم و هنوز دارم درجا میزنم.....

اما یه مشکل دارم.اونم مشکل مشترک همه ی ماهاست. و اسمش هم هست بی پولی.... یه آدم بی پول هم اولین چیزی که به نظرش میرسه اینه که کار پیدا کنه تا باهاش بتونه خرج شکمشو در بیاره....ولی امان از اون روزی که آدم بخواد دنبال کار بگرده. چه کاری واسش پیدا میشه؟ اونم توی مملکت غریب. بدون هیچ دوست و آشنایی.
اگه بخوام کارگری ساختمون بکنم, هر چند ماه یکبار بهم حقوق معوقمو میدن....اگه بخوام برم توی کارخونه یا مغازه کارگری کنم, باید شناسنامه و دنگ و فنگهای قانونی کشور مقصدو داشته باشم....اگه بخوام هر کار بکنم, یه ایرادی سر راهم قرار میگیره و اینو بخوبی میدونم. و اینم میدونم که در کشور مقصد باید از جیب بخورم. اونم جیبی که خالیه.

فقط نصیحتم بکنین. همین. دیگه به اینجام رسیده. میخوام بیام ترکیه....همونطور که گفتم با دست خالی.


سلام دوست عزیز. تقریبا همه ما از مشکلاتی قبیل مشکلات شما رنج میبردیم و باید یه روزی بهشون خاتمه میدادیم.


میرم سر اصل مطلب. عزیز ببین اگه میخوای بیای ترکیه نگرون کارت و مدرک و غیره نباش فقط برو و زبان استانبولیتو خوب کن که از نون شب هم واست مهمتره اینجا.


خیلی خالی خالی هم نیا لااقل بفکر کرایه خونه باش چون تو هتلها نابود میشی و تو خیابون هم که نمیشه خوابید اما کمه کم یه سه چهار میلیونی لازم داری تا بتونی باهاش خونه بگیری و یه جا مستقر شی و فرداش بری دنبال کار.


عزیز راستشو بهت بگم اینجا بدون کار هلاک میشی. بله دقیقا تلف میشی و هیچکی بهت نگاه نمیکنه.


پس اول زبان استانبولی بعدا جا برای خواب شب بعدا کارررررررر


اینجوری میشه سر کرد  


Rozalee
کاربر فعال
کاربر فعال
میزان پیشرفت تا رتبه بعدی:
80%
 
پست ها : 27
تاريخ عضويت: چهارشنبه دي ماه 30, 1394 2:12 pm
محل سکونت: ترکیه
تشکر کرده: 2 بار
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0
اعتبار: 0

Re: منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

UNREAD_POSTتوسط soheil1993 » دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 1:05 pm

خودتو برای کارهای بیگاری روزانه ۱۰-۱۲ ساعت کار آماده کن اونم برای ۴سال ....
و حتما هم یه فکری به حال دلیل پناهنده شدنت بکن که سازمان ملل پناهجوی اقتصادی یا با این دلایلی که گفتی رو بهیچ وجه قبول نمیکنه
مراقب باش از چاله با چاه نیوفتی
soheil1993
کاربر خیلی فعال
کاربر خیلی فعال
 
پست ها : 279
تاريخ عضويت: سه شنبه فروردين ماه 3, 1394 12:01 am
تشکر کرده: 98 بار
تشکر شده: 29 بار
امتياز: 585
اعتبار: 7

Re: منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

UNREAD_POSTتوسط shahranusa2 » دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 8:35 pm

دوست عزیز باید اینو بدونی که یک ماه برو تو همون ایران کارگری ساختمان و تا ساعت هفت  شب کارکن بعدش برو یک جای سرد بخواب غذا درست حسابی هم نخور اگه تونستی یک ماه طاقت بیاری بیا اینم بگم همه چی بستگی به جنم خودت داره اگه تو ایران دست به سیاه سفید نزدی بعد از یک ماه تو ترکیه بر میگردی خیلی ها رو من می شناسم که از ایران امدن ولی همون یک ماه اینجا تونستن طاقت بیارن اگه من یا امثال من راه برگشت داشتیم تا الان صد ها بار برگشته بودیم ولی نمیشه به طور کل اگه بخاطر در اوردن پول میایی نیا برادر من همون ایران یک کارپیدا کن حتی کارگری برو سر کار در اخر تصمیم با خود شماست موفق باشی
امضا خداوندا به من بیاموز:
دوست بدارم کسانی را ، که دوستم ندارند
عشق بورزم به کسانی ، که عاشقم نیستند
محبت کنم به کسانی ، که محبتی در حقم نکردند
بگریم با کسانی ، که هرگز غمم را نخوردند
و بخندم با کسانی ، که هرگز شادیهایشان را با من قسمت نکردند
shahranusa2
کاربر خیلی فعال
کاربر خیلی فعال
 
پست ها : 174
تاريخ عضويت: چهارشنبه آبان ماه 28, 1393 4:28 am
تشکر کرده: 31 بار
تشکر شده: 27 بار
امتياز: 540
اعتبار: 7

Re: منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

UNREAD_POSTتوسط siroos » دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 9:56 pm

والا نمیدونم چیکار کنم.دیگه به اخر خط رسیدم....هیچ امید دیگری هم به ایران ندارم.

دلمو خوش کردم به 40 (میلیون!) توریستی که هر ساله به ترکیه میان (16 میلیونش مال آنتالیاست) و با خودم فکر میکردم چه خوب میشد میرفتم آنتالیا واسه دستفروشی یا مسافر کشی.

البته اینم میدونم که اگه به عنوان کارگر واسه هر کسی توی هر جایی از دنیا (حتی کویت و قطر!) کار کنم , ازم بیگاری میکشن و حقوقمو با تاخیر چند ماهه میدن که با توجه به پول-لازم بودنم اصلا امکان پذیر نیست.

یه راه دیگه هم بنظرم رسید و اونم اینکه تیکه تیکه مسیر را از ترکیه برم یونان و بعدشم یکی پس از دیگری کشورها رو طی کنم تا برسم به یک کشور متمول اروپایی.
siroos
یک بی پناه
یک بی پناه
میزان پیشرفت تا رتبه بعدی:
21.4%
 
پست ها : 4
تاريخ عضويت: دوشنبه اسفند ماه 3, 1394 7:26 am
تشکر کرده: 0 دفعه
تشکر شده: 0 دفعه
امتياز: 0
اعتبار: 0

Re: منم میخوام قدم در راه بی پناهی بزارم.اونم با دستای خالی

UNREAD_POSTتوسط jafaaar » سه شنبه اسفند ماه 3, 1394 1:49 am

,🐗
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط jafaaar در دوشنبه آذر ماه 20, 1396 6:22 pm .
نماد کاربر
jafaaar
کاربر خیلی فعال
کاربر خیلی فعال
 
پست ها : 54
حالت من: Tired
تاريخ عضويت: جمعه آذر ماه 14, 1393 2:40 pm
تشکر کرده: 22 بار
تشکر شده: 5 بار
امتياز: 100
اعتبار: 0


  • مباحث مشابه
    پاسخ ها
    بازديدها
    نويسنده

بازگشت به مشکلات پناهجویان

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 8 مهمان